عضو مجلس ارتجاع از خرمآباد روز پنجشنبه 10تیر95 با اشاره به بحران بیکاری گفت : بیكاری نه از جنگ کمتر است و نه از سیل و نه از توفان.
لرستان صدرنشین جدول بیکاری در کشور!
محمد بیرانوند به بیکاری جوانان استان لرستان و بحران ناشی از آن اعتراف کرد و گفت: ”دولتمردان واحدهای تعطیل استان لرستان را بهصورت اورژانسی تعیین تکلیف کنند“.
وی ادامه داد : ”با توجه به اینکه استان لرستان صدرنشین جدول بیکاری در کشور است باید در راستای رفع این معضل بیکاری اقدام ویژهیی انجام شود“.
وی با بیان اینکه مشکل بیکاری نه از جنگ کمتر است و نه از سیل و توفان و اضافه کرد: ”هر موقع از بحرانها یاد کردیم یا جنگ در ذهن بود یا سیل و یا حوادثی از این جنس اما مشکلاتی که بیکاری برای استان ما ایجاد کرده نه از جنگ کمتر است و نه از سیل و نه از توفان برای برونرفت از این بحران برنامه ویژه داشته باشیم“.
بیرانوند مستأصل از حجم مشکلات گریبانگیر کارگزاران رژیم گفت: ”در استان موانع و مشکلات خاص فراوانی داریم که عبور از موانع اندکی نشأتگرفته از فرهنگ و گاهی نیز نشأتگرفته از امور دولتی برگردد بنابراین برای بخشهای که به فرهنگ برمیگردد باید تلاش کنیم تا دوران گذرا را پشت سر بگذاریم که بیشک هزینههای فراوانی نیز دارد“.
وی با اشاره به تعطیلی و رکود واحدهای تولیدی و صنعتی افزود: ”بنا به گفته مسئولان استان حدود 500 تا 600 واحد تعطیل کشور مربوط به استان لرستان است بنابراین باید گفت ما به این ظرفیتها را تبدیل به تولید نکردیم بلکه به بیکاری تبدیل کردهایم“.
بیرانوند در پایان دست به دامان کارگزاران دزد و چپاولگر رژیم شد و مانند ولیفقیهش برای جوانان اشک تمساح ریخت و گفت: ”ما در برابر جوان بیکار احساس شرم میکنیم بنابراین دولتمردان باید واحدهای معطل شده استان را تعیین تکلیف کنند چرا که واحدی که 10سال تکلیفش معلوم نشود 20سال دیگر هم تعیین تکلیف نمیشود پس دولتمردان باید بهصورت اورژانسی این واحدهای تعطیل را تعیین تکلیف کنند“.
بیشتر بخوانید:
هر روزه خبر تعطیلی کارخانهها و بیکار شدن کارگران به گوش میرسد و هر روز صدای اعتراض جوانان جویای کار، کارگران حقوق نگرفته و کارگران بیکار شده بالا و بالاتر میرود. این صدا به قدری قوی است که خامنهای را مجبور کرد به صحنه بیاید و بگویدکه خودش و نظامش خجلتزده جوانهای بیکارند.
بخاطر همین هم هست که تمامی کارگزاران نظام ضمن ابراز نگرانی از بحران بیکاری تلاش میکنند با آمارسازیها این بحران را کوچک جلوه بدهند تا کمی از فریادهای اعتراض کم کنند، اما از آنجایی که درگیریهای باندی در نظام در اوج خودش قرار دارد، باند رقیب دست بهکار میشود و گوشهیی از این آمارسازیها را برملا میکند. یک نمونه آن آمار شغلهای ایجاد شده است. خبرگزاری نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم 3 تیر در این باره مینویسد: « حسن روحانی اخیراً اعلام کرده، طی سه سال گذشته یک میلیون و ۳۴۰ هزار اشتغال خالص ایجاد شده است، ولی گزارش رسمی مرکز آمار ایران میگوید، طی این مدت ۶۱۵ هزار و ۱۰۷ نفر از جمعیت شاغل کشور کم شد و ۳۲۳ هزار و ۴۰۹ نفر نیز به جمعیت بیکار کشور افزوده شده است. … حال ادعای اینکه در این دولت یک میلیون و 340هزار نفر اشتغال خالص ایجاد شده، چه مبنایی دارد، مشخص نیست» .
نمونه دیگرا آن آمار بیکاری است که باز هم آخوندها به رقم سازی پرداختند. عبد الرضا مصری، عضو مجلس ارتجاع روز سوم تیرماه در این رابطه میگوید: ”نرخ آماری که داده میشود با نرخ آمار واقعی که در کشور وجود دارد صددرصد متفاوت است. عدد ۱۱ و 8دهم بر اساس تعریف جهانی اشتغال اعلام شده، این تعریف جهانی اعلام میدارد کسانی که یک ساعت در هفته کار کنند جزء شاغلین به حساب میآیند این در حالی است که در کشور ما اگر کسی یک روز و یا یک ساعت در هفته کار کند به هیچوجه امکان تأمین مخارج زندگی برایش فراهم نخواهد بود... . از اینرو باید گفت نرخی که امروز درباره بیکاری بهصورت رسمی اعلام میشود نصف نرخ واقعی هم نیست و فاجعهبارتر از چیزی است که اعلام میشود “.
جالب این است که این کارگزار نظام اعتراف میکند که بخش عمدهای از این بیکاری ناشی از 25میلیارد دلار قاچاق است. پدیدهای که متولی آن سپاه پاسداران است: ”اگر کالای قاچاق در کشور نداشته باشیم و آن مقدار کالا در کشور ایجاد شود حداقل با 25 میلیارد دلار برای ۲ و نیم میلیون نفر شغل ایجاد میشود این در حالی است که بازار قاچاق مانع از ایجاد اشتغال در کشور شده است“.
واقعیت این است که بحران بیکاری گلوی رژیم ر ا فشرده و حالا کارگزاران نظام از ترس خفگی، چنین اعترافهای میکنند. اما آیا این اعترافها بحران بیکاری را حل خواهد کرد؟ ! آیا حتی این اعترافها به دست برداشتن سپاه پاسداران از قاچاق منجر خواهد شد؟ پاسخ مشخص است! نه شغلی ایجاد خواهد شد و نه سپاه از قاچاق دست برمیدارد! چرا که بدون قاچاق توان پر کردن جیبهای گشادشان وتأمین بودجه تروریستیش و برآورده کردن سرکوب مورد نظر ولیفقیه را ندارند. نتیجه اینکه این اعترافها به پتانسیل انفجاری خشم و انزجار لشکر میلیونی بیکاران اضافه کرده و روز و زمان حرکت این سیل خروشان را نزدیک و نزدیکتر میکند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر